محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)

1734

جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)

پيغامبر عليه السّلم در وجود آمد نوشروان آن خواب بديد ، و اندر همه آتش‌كده‌هاى گبران آتش بمرد . پس موبد موبدان پيش نوشروان اندر آمد و گفت كه : ايّها الملك چه بوده است ترا كه چنين دل تنگى ؟ گفت كه : اى موبد من چنين خوابى ديده‌ام . پس موبد گفت : من نيز امشب خوابى ديدم بس عجب . « 1 » و چنان ديدم كه گروهى اشتران عرب بيامدندى و با گروهى اشتران بختى حرب كردندى ، و آن اشتران بختى را همه بكشتندى ، و از رود دجله بگذشتندى و برفتندى . « 2 » و نوشروان ازين خواب اندوهگن شد هم چنان كه از خواب خويش ، و معبّرى را « 3 » طلب مىكرد كه اين خواب دوگانه را تعبير كند . پس در ان دو سه روزنامه از فارس برسيد كه در آتش‌كدهء بزرگ آتش پاك بمرد . و مدّت هزار سال بود تا آن آتش نمرده بود . پس نوشروان مرد فرستاد سوى نعمان بن المنذر و او ملك عرب بود از قبل « 4 » نوشروان و گفت : بايد كه معبّرى نيك فاضل دانا طلب كنى و پيش من فرستى تا من چيزى ازو بپرسم . او معبّرى طلب كرد و پيش « 5 » او فرستاد . و چون آن مرد پيش نوشروان آمد ، نوشروان آن خوابها ازو بپرسيد . او گفت كه : تعبير اين خواب سطيح تواند كرد كه او مردى است كه هر كس كه از او خوابى خواهد پرسيد ، اوّل او بگويد كه تو چه خواب ديدى ، وانگه تعبير آن باز كند ، و راست چنان باشد كه او گويد . و اين خواب كه شما ديده‌اى بجز كار او نيست .

--> ( 1 ) من نيز دوش خوابى ديدم سخت عجب . ( صو ) ( 2 ) بكشتند و از رود دجله بگذشتند . ( صو ) ( 3 ) و كسى را . ( صو ) ( 4 ) از دست . ( صو ) ( 5 ) مردى فرست سخت دانا تا چيزى ازو بپرسم . او مردى را سوى . ( صو )